|
زبان عربی مطالبی در رابطه با زبان عربی و جوانان بسیجی
| ||
|
چرا خداوند متعال نماز صبح را قرار داد ؟ در حالي كه اينقدر كار سختي است و در اغلب اوقات قضا مي شود؟ خواب دم صبح خيلي شيرين و سنگين است چطور مي توان از آن دل كند و مشغول نماز شد؟ عامل اصلي و زيربنايي سستي در نماز و خواب ماندن براي نماز صبح و يا هر كوتاهي اي كه در زمينه دين و عبوديت پيدا مي شود در ضعف ايمان است. البته همه ما كم و بيش از اين عارضه رنج مي بريم و ايمان كامل براي انسان مومن يك ايده آل و آرزوي نهايي است ولي بايد بكوشيم هر چه بيشتر آن را تقويت نماييم. در روايت هست كه ايمان ده درجه دارد و وظيفه مومن حركت در اين مسير و افزودن به اين درجات است. گناه بودن در صورتي است كه اراده خودش در اين زمينه دخيل باشد. اما براي بيدار شدن شرايط ظاهري هم كمك كار است. خواندن نماز صبح در اول وقت آن شايد از نمازهاي ديگر مشكل تر باشد ؛ چرا كه كندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتداي راه سخت است ولي نماز گزار مي تواند با كمي تمرين و ممارست از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فيض نماز اول وقت ( بالاخص نماز صبح ) بي نصيب نماند . پيامبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) فرمودند : هيچ بنده اي نيست كه به اوقات نماز و مواضع خورشيد اهتمام ورزد مگر اينكه آسودگي در هنگام مردن و از بين رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برايش ضمانت كنم . (ميزان الحكمه / ج 7 / ص 3129) از دست دادن سحر خيزي معلول علت هاي مختلفي مي باشد . مهمترين عامل آن اين است كه انسان به درستي نمي داند هدف زندگي چيست و دين و عبادت چه نقشي در رسيدن به اين هدف دارد. كساني كه هدفمند زندگي مي كنند و مي دانند براي چه بايد دين دار بود چه بسا انگيزه بسيار قوي اي در اين زمينه دارند و اين مشكل را ندارند. زندگي از نظر اسلام كه دين توحيدي است فرصت خدايي شدن انسان است و هدف زندگي هم همين است. انسان مظهر خدا است و يك عمر فرصت دارد كه اين مظهريت خود را بالفعل كند و هر چه بيشتر صفات خدا را در خود جاي دهد و پر از خدا شود و خدايي گردد. مانند آهني كه چون در كنار آتش قرار مي گيرد به رنگ آتش در مي آيد و صفات آتش پيدا مي كند از زيبايي و قدرت و حرارت و .... . در زندگي انسان نيز فرصت هاي فراواني مانند اوقات نماز و روزه و حج و خدمت به خلق خدا و مانند آن وجود دارد كه همه فرصت هاي خدايي شدن انسان هستند. انسان خداجو تمام سعي اش اين است كه فرصت ها را از دست ندهد و از آن به نحو احسن براي كمال و قرب خود به خدا استفاده نمايد. در اين ميان نماز صبح و اول وقت بسيار اهميت دارد. مومنين و اولياي خدا اين مشكلات را ندارند دليل آن هم روشن است. چون ايمان قوي اي دارند. بايد ايمان را تقويت كنيم. با معرفت توحيدي هستي و خداوند با تسليم. با ولايت پذيري و رابطه با اولياي خدا. از طريق رابطه با قرآن كريم. قرآن كتاب توحيد است وقتي به درستي با آن رابطه نداريم و وقتي حتي آن را نمي خوانيم مشكل پيدا مي كنيم. ايمانمان ضعيف مي شود. هجوم فرهنگي دشمن هم كه غوغا كرده. شيطان و نفس و دشمن هم فراوان داريم. چاره اي جز خودسازي نيست. خودسازي يعني خود را از هر چه غير خدايي است خالي كني و پر از خدا شوي مانند بطري اي كه پر از هوا است و وقتي شما آن را از آب پر مي كنيد هواي آن خالي و آب جاي آن را مي گيرد. بايد انديشه و اخلاق و علم و عمل مان توحيدي و پر از خدا شود تا راحت شويم تا انگيزه زندگي داشته باشيم و تا با اشتياق به سوي خدا برويم و با علاقه نماز بخوانيم. اگر چيزي به نام خواب وجود نداشت، چه اتفاقي مي افتاد!! خواب و استراحت يكي ديگر از نعمت هاي خداوندي است كه ما از آن غافل هستم. اميدواريم خداوند توفيق شكر گذاري نعمت هايش را به ما عنايت بفرمايد. قرآن كريم در مورد شب و استراحت در آن مي فرمايد: " وَ جَعَلْنَا نَوْمَكمُْ سُبَاتًا * وَ جَعَلْنَا الَّيلَ لِبَاسًا؛ و خواب شما را مايه آرامشتان قرار داديم ، و شب را پوششى (براى شما) ".1 درمان واقعي بيداري صبح براي نماز: لطفا دقت كنيد!! من از شما سوال مي كنم آيا در مواقعي كه قرار است صبح زود از خواب بلند شويد نيز نمي توانيد از خواب بلند شويد؟ مانند مواقعي كه براي رفتن به كوه و گردش با دوستان خود صبح زود برنامه ريزي نموده ايد! يا مثلا امتحان داريد! آيا تاكنون فكر كرده ايد چرا وقتي با دوستتان قرار داريد فورا بيدار مي شويد و چه بسا بدون كوك كردن ساعت و از مدتها قبل از ساعت قرار خود به خود بيدار مي شويد و هيچ چيزي مانع بيدار شدن شما نمي شود اما هنگامي كه مي خواهيد نماز بخوانيد و با خدا صحبت كنيد و قرار ملاقات با خدا داريد اينطور نيست و هر كاري مي كنيد بيدار نمي شويد و اگر بيدار شديد دوباره مي خوابيد؟ مي دانيد مشكل ما چيست؟ مشكل اين است كه ما به قراري كه با دوستمان داريم بيشتر معرفت داريم و بيشتر ايمان داريم و رابطه با دوستان را بيشتر دوست داريم تا نسبت به خداوند. مشكل در ضعف ايمان است. نمي دانيم خدا چيست و چه خاصيتي براي ما دارد. از رابطه با دوست لذت مي بريم اما از رابطه با خدا لذت نمي بريم. وقتي ياد دوست را در ذهن خود كوك مي كنيم بدون ساعت بيدار مي شويم ولي وقتي ياد خدا را در خود كوك مي كنيم نمي توانيم بيدار شويم. اين يك مشكل فني ايماني است. تمام كساني كه صبح بيدار مي شوند و كساني كه حتي قبل از صبح بيدار مي شوند و نماز شب مي خوانند اينها با ساعت بيدار نمي شوند. ساعت كمك مي كند ولي ساعت به انسان انگيزه نمي دهد. دستگاه انگيزشي انسان را فقط و فقط خدا تحريك مي كند. تا معرفت و محبت خدا در دل انسان كوك نشود انسان نمي تواند بيدار شود. شما اگر مي خواهيد صبح بيدار شويد اول بايد عشق خدا را در خودتان كوك كنيد و بعد البته رعايت موارد زير هم مي تواند كمك كار باشد. رعايت نكاتي كه ذكر مي شود بعد از كوك كردن ياد و عشق خداوند در دل مي تواند شما را در بيدار شدن به موقع براي نماز صبح ياري كند . 1. هر چه معده در هنگام خواب شب سبك باشد، به هنگام صبح راحت تر مي توانيد از خواب برخيزيد. از اين رو فاصله ي 2 ساعت بين خوردن شام و خواب فاصله ي مناسبي است . البته بهتر است غذايي كه ميل مي كنيد، نيز غذايي سبك و كم حجم باشد .حضرت عيسي -عليه السلام- مي فرمايد : اي بني اسرائيل! پرخوري نكنيد؛ زيرا هر كه زياد بخورد، زياد مي خوابد وهر كه زياد بخوابد، كمتر نماز مي خواند وهر كه كمتر نماز بخواند، در زمره غافلان قلمداد مي شود.2 امام صادق -عليه السلام-، در مورد سخناني كه ميان حضرت يحيي -عليه السلام- و ابليس گذشت، فرمود : يحيي به شيطان گفت: اين آويزها چيست؟ شيطان گفت: اينها شهوات و اميالي است كه فرزند آدم گرفتار آنها شده است. يحيي گفت: آيا چيزي از آنها براي من نيز هست؟ شيطان گفت: گاه سير و پر مي خوري و ما هم تو را از نماز و ياد خدا باز مي داريم. يحيي گفت: با خدا عهد مي بندم كه هرگز معده خود را از غذا پر نكنم و ابليس گفت: من هم با خدا عهد مي بندم كه از اين پس هرگز مسلماني را اندرز ندهم. آن گاه امام جعفر صادق -عليه السلام- فرمود: اي حفص! با خدا عهد مي بندم كه جعفر و خاندان جعفر هرگز شكم هاي خود را از طعام انباشته نكنند....3 2. بدن انسان به خصوص در شب به خواب كافي نياز دارد و اگر اين نياز برطرف نشود در كار روزانه و .... ايجاد خلل مي كند. شب نشيني ها و خوابيدن دير هنگام در بيدار نشدن براي نماز و يا كسالت در آن بسيار مؤثر است. معمولا ً كساني كه تا دير وقت بيدارند، نمي توانند نماز صبح را بجا آورند. اگر هم بيدار شوند طبيعي است كه نمازي با كسالت و خواب آلودگي بخوانند . حضرت علي -عليه السلام- درباره ي آيه ي " اي كساني كه ايمان آورده ايد در حال مستي به نماز نزديك نشويد تا بدانيد " چه مي گوييد پرسيدم فرموده : شما را از خواب آلودگي و چرتي است كه نمي گذارد بدانيد در ركوع و سجود و تكبيرتان چه مي گوييد .4 بنابر اين دير خوابيدن در شب ما را از درك لذتهاي معنوي در سحر و نماز محروم مي كند. 3. رعايت آداب خواب از جمله : وضو گرفتن خواندن سوره هاي توحيد، ذكر صلوات، تسبيحات اربعه، تسبيح حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) آية الكرسي بخصوص خواندن آيه ي آخر سوره ي كهف و نيز توسل به امام زمان براي محروم نماندن از فيض نماز اول وقت و ... از جمله اموري است كه خواب مؤمن را همراه با هدف و انگيزه مي كند و اين توجه و هدفمندي در بيداري صبح تأثيرگذار خواهد بود. البته اگر بجا آوردن همه ي آداب خواب برايتان سخت است به هر ميزان كه مقدورتان مي باشد انجام دهيد . 4. در مواقعي كه زنگ ساعت شما را بيدار نمي كند، بهتر است به يكي از نزديكان سفارش كنيد كه شما را در ساعت مقرر بيدار كند. در ضمن براي ايجاد عادت مي توانيد مثلاً 20 دقيقه مانده به طلوع آفتاب بيدار شويد و نماز خود را بجا بياوريد و هر روز نماز خود را سعي كنيد به نماز اول وقت نزديك تر نمايد. 5. انجام هر كاري در ابتدا ممكن است كمي سخت باشد، ولي با تمرين و ممارست و استقامت و پايداري آن عمل آسان خواهد شد. خيلي از جوانان تلاش كرده اند و به نتيجه نيز رسيده اند. 6. جهت پايبندي به تصميم براي خود برنامه تنبيه بگذاريد. به عنوان مثال با خود عهد ببنديد كه هرگاه سر ساعت مورد نظر از خواب بلند نشديد، برنامه ي مورد علاقه تان را كه هر روز دنبال مي كرديد ترك نماييد. 7. يكي از كارهاي شيطان قبل از انجام هرعبادتي اين مي باشد كه، آن را براي ما سخت جلوه مي دهد. مانند ذره بين كه اجسام كوچك را بزرگ نشان مي دهد و در اين صورت است كه با بزرگ نشان دادن چيزي فرد در خود احساس ناتواني مي كند. 8. نمازهاي روزانه ي خود را سعي كنيد در مساجد به جاي آوريد و از اين طريق روحيه يي معنويتان را بالا ببريد. هر مقدار كه ايمان تان افرايش يابد، انجام اعمال عبادي برايتان آسان تر خواهد شد. 9.همان طور كه انجام عبادت ايمان را افزايش مي دهد، گناه نيز ايمان فرد را سست كرده و توفيق عبادت را از فرد مي گيرد. بر اين اساس بايد انسان از گناه خود توبه حقيقي نمايد تا به انجام عبادت موفق شود. پيامبر خدا - صلي الله عليه وآله و سلم- مي فرمايد: نيكي را نور دل و آرايه(زيباي و روشناي) رخسار و نيروي كار يافتم و بدي و گناه را سياهي دل و سستي در كار و زشتي چهره .5 10. در مورد آثار و پيامدهاي نماز تأمل كنيد، البته اگر قبل از نمازهاي روزانه و شب به هنگام خواب باشد، موثر تر است. اين مطلب را به عنوان اصل كلي در ذهن داشته باشيد، هر مقداري آگاهي ما در مورد مسئله اي افزايش يابد احتمال انجام آن كار (در صورت مثبت بودنش) نيز افزايش مي يابد. از اين رو به اين مطالب دقت كنيد. " و كساني كه بر نمازهايشان مواظبت مي كنند . آنان همان وارثانند(وارثان بهشت) ".6 امام علي -عليه السلام- مي فرمايند : هيچ كاري نزد خداي ( عزو جل ) محبوبتر از نماز نيست. پس مبادا چيزي از امور دنيا شما را از اوقات نماز باز دارد ؛ زيرا خداي ( عز و جل ) مردماني را نكوهيده و فرموده است : " همانان كه از نمازشان غافلند " يعني از اوقات نماز غافلند و به آن اهميتي نمي دهند.7 در اهميت صبح همان بس كه خداي عز و جل به آن قسم خورده است : " و سوگند به صبح چون آشكار شود8 و سوگند به صبح چون بدمد9 ". بر اين اساس مي توان با برنامه ريزي صحيح از اين لحظات ملكوتي بهره برد و خود را محروم نكرد و آن را مقدمه اي براي سحر خيزي قرار داد . علامه حسن زاده ي آملي ( حفظه الله تعالي ) مي فرمايند : كسي كه سحر ندارد از خود خبر ندارد ! پيامبر خدا صلي الله عليه وآله : اي ابوذر! پروردگارت عزّ وجلّ، به وجود سه نفر، بر فرشتگانش مي بالد : مردي كه در جايي تنها باشد وبه وقت اذان اذان بگويد ونماز بخواند. پروردگارت به فرشتگان مي فرمايد: ببينيد بنده من نماز مي خواند وهيچ كس جز من او را نمي بيند . پس هفتاد هزار فرشته به زمين فرود آيند وپشت سر او به نماز ايستند وتا فرداي آن روز برايش آمرزش مي طلبند. و مردي كه شب هنگام در تنهايي برخيزد و نماز گزارد وسجده كند و در حال سجده خوابش برد . پس ، خداوند متعال فرمايد : به بنده من بنگريد كه روحش نزد من است وبدنش در طاعت من سجده كنان. ...10 پيامبر خدا -صلي الله عليه و آله- مي فرمايد : هيچ بنده اي نيست كه به اوقات نماز و مواضع خورشيد اهتمام ورزد مگر اينكه آسودگي در هنگام مردن و از بين رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برايش ضمانت كنم .11 پينوشتها: 1. صلوة الخاشعين، شهيد دستغيب. [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 12:23 ] [ ghadrdan ]
از جمله مباحث قرآني كه در اشعار حافظ شيرين سخن خوش نشسته و چون نگين انگشتري، شعرش را زينت بخشيده است مفاهيمي چون: رمضان، روزه و شب قدر است كه از جمله زيباترين ابيات در ديوان حافظ را شامل مي شود. «حافظ از روزه همانند نماز غالباً به طنز و از پايان گرفتن ماه روزه به شادي ياد مي كند.»(1) و اين همان مبارزه منفي است كه با رياكاران و روي آوردن به روح دعا، عبادت، نيايش و به طور كلي همه اعمال ديني است. او قدر و منزلت روزه و رمضان را مي داند و به نيكي دريافته كه از كرامت اين ماه است كه چشم حقيقت بين او گشوده خواهد شد و به عوالم بالاتر راه خواهد يافت از اين رو مي گويد: روزه هر چند كه مهمان عزيز است اي دل صحبتش موهبتي دان و شدن انعامي او با اشراف به تبعات و دستاوردهاي اين ماه، هم كيشان و رندان و اهل باطن را فرا مي خواند كه فرصت ماه شعبان را ارج نهاده خود را براي رسيدن ايام ماه رمضان آماده كنند. ماه شعبان منه از دست قدح كاين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد اگرچه انديشه عرفاني حافظ و توجه او به عوالم عرفاني او بر هيچ حافظ پژوهي پوشيده نيست اما پارادكسي در اين دست از اشعار حافظ وجود دارد كه توجه همگان را به خود معطوف ساخته است و حتي گاه افرادي را به اشتباه و داوري سطحي و برداشتهاي زميني از آن انداخته است. اشعار زير از اين گونه اند: - زان مي عشق كران پخته شود هر خامي گرچه ماه رمضان است بياور جامي - زان باده كه در ميكده عشق فروشند ما را دو سه پيمانه بده گو رمضان باش - ساقي بيار باده كه ماه صيام رفت در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت وقت عزيز رفت بيا تا قضا كنيم عمري كه بي حضور صراحي به جام رفت - گر فوت شد سحور چه نفصان صبوح هست از مي كنند روزه گشا طالبان يار تقريباً در همه ابياتي كه حافظ از روزه و رمضان سخني به ميان آورده آن را با زهدفروشي و مي همراه كرده است. آنچه مسلم است مي از جمله مفاهيم بحث برانگيز در اشعار حافظ است كه بسيار در مورد آن سخن گفته اند: «اين حرف را بارها پژوهندگان حافظ گفته اند كه دو باده در حافظ داريم انگوري و عرفاني يا دو معشوق در ديوان مطرح و مخاطب است زميني انساني و آسماني عرفاني. نگارنده به نوع سومي از مي و معشوق در حافظ قائل است و بر آن است كه بيشترينه اشعار حافظ در اين زمينه سوم است و آن همانا مي و معشوق ادبي و كنايي است.»(2) روزه يك سو شد و عيد آمد و دلها برخاست مي زخمخانه به جوش آمده مي بايد خواست نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت وقت رندي و طرب كردن رندان پيداست با توجه به بيت دوم اين غزل به نيكي پيداست كه اين مي در مقابل زهد فروشي هاي مسلمانان ظاهري كه دين را حربه اي براي خود قرار داده اند مطرح شده و منظور التفات به روح و حقيقت روزه و روزه داري است چرا كه او نيك مي داند كه ريا از منفورترين گناهان در پيشگاه خداوند است و انسان بايد همه ايام و لحظات را غنيمت بداند و نه فقط ماه مقرر شده رمضان را. اين مفهوم در اين غزل به روشني تكرار شده است: بيا ترك فلك خوان روزه غارت كرد هلال عيد به دو قدح اسارت كرد ثواب روزه و حج قبول آنكس برد كه خاك ميكده عشق را زيارت كرد از سويي عشق، اصل انديشه حافظ را تشكيل مي دهد و در برخورد شاعر با ماه رمضان و روزه و حتي حج نيز همان نقش هميشگي خود را ايفا مي كند. پيشتر از خواجه شنيديم كه در زير گنبد كبود هيچ صدايي خوشتر از صداي عشق نيست و هر انساني كه هنر عشق ورزيدن نياموخته باشد، به فتواي شاعر جسد متحركي بيش نيست و مي توان بر جنازه وي نماز كرد. حافظ پا را ازا ين مرحله نيز فراتر نهاده و يگانه فريادرس انسان را عشق دانسته است.(3) مفهوم شعر فوق به مضموني ديگر در شعر حافظ تكرار شده است و او چون ترجيع بندي دائم در پي تكرار و القاي عشق الهي است: عشقت رسد به فرياد گر خود بسان حافظ قرآن زبر بخواني در چارده روايت او - كه عموماً همه تعابير مربوط به روزه را با طنز مخصوص خود در مقابل رياكاران بكار برده- جز يك مورد از چهار مورد تكرار شب قدر دراشعارش، در بقيه موارد از آن به تجليل و احترام ياد كرده چرا كه خود را مديون و مرهون چنين شبي مي داند: - چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي آن شب قدر كزين تازه براتم دادند - در شب قدر ار صبوحي كرده ام عيبم مكن سر خوش آمد يار و جامي بر كنار طاق بود - شب قدر است و طي شد نامه هجر سلام فيه حتي مطلع الفجر - آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است يارب اين تأثير دولت از كدامين كوكب است حافظ براي رسيدن عيد رمضان (فطر) سخت بي تابي مي كند. عليرغم همه ارادت شاعر به افكار مزديسنايي و مهرآييني، هوش و حواس وي بيش از آنكه معطوف عيد نوروز باستاني باشد به عيد فطر است بدين اعتبار كه بسامد ده گانه عيد در شعر حافظ، حداقل شش بار از عيد رمضان در ميان است. حافظ منشين بي مي و معشوقه زماني كا يام گل و ياسمن و عيد صيام است عيد است و آخر گل و ياران در انتظار ساقي به روي يار ببين ماه ومي بيار منابع: 1- ذهن و زبان حافظ، بهاءالدين خرمشاهي، ص51 2- تأثير قرآن و حديث در ادبيات فارسي، علي اصغر حلبي، ص 198 3- شولاي رمضان برجان و زبان حافظ، محمد قراگوزلو، روزنامه همشهري 77 منبع : http://www.bashgah.net [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 12:21 ] [ ghadrdan ]
ماه رمضان، بهار قرآن و هنگامهی معطر شدن جانهای مؤمنان با عطر دلنواز آیه های الهی است.
رسول گرامی(صلّی الله علیه و آله) عترت خود را همراه و قرین قرآن نامید، پس رمضان همان گونه كه بهار قرآن است. باید بهار ولایت نیز باشد. به همین خاطر در این ماه آن چنان كه از سوی پیشوایان دینی به قرآن دعوت شده است، جویندگان حقیقت به ولایت و امامت نیز فرا خوانده شده اند. این حقیقت را در ادعیه ای از ماه مبارك رمضان كه در ارتباط با امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ است به عیان میتوان مشاهده كرد. ما در اینجا برخی از این ادعیه را از كتاب شریف مكیال المكارم1 نقل میكنیم. در این كتاب در این رابطه چنین آمده است: تمام ماه رمضان (یكی از زمانهایی كه دعای برای امام مهدی(عج) در آن سفارش شده است، تمام ماه رمضان است.) به خصوص در شبهای آن ماه شریف، زیرا كه این ماه بهار دعا كردن است، و این هم بهترین دعاها میباشد. از همین روی از خود آن حضرت ـ كه خداوند فرجش را برساند ـ أمر و اهتمام به دعای افتتاح در شبهای این ماه رسیده است. بنابراین از خواندن آن غافل مشو كه جدّاً دعایی است نفیس، و جامع مطالب دنیا و آخرت میباشد. و نیز مؤید این مطلب است آن كه رئیس محدثین شیخ بزرگوار صدوق ـ رحمة الله علیه ـ در كتاب فضائل شهر رمضان به سند خود از حضرت امام رضا (علیه السّلام) آورده كه درباره ی خوبی های ماه رمضان فرمود: كارهای نیك در ماه رمضان پذیرفته شود و بدیها آمرزیده گردد. هر كس در ماه رمضان یك آیه از كتاب خدای ـ عز و جل ـ بخواند چنان است كه در ماههای دیگر ختم قرآن كند، و هر كه در این ماه به روی برادر مؤمنش بخندد، روز قیامت او را ملاقات ننماید جز این كه در روی او خنده آورد، و وی را به بهشت مژده دهد، و هر كس در این ماه مؤمنی را یاری كند خدای تعالی او را در درگذشتن از صراط یاری نماید. روی كه قدمها در آن خواهد لغزید، و هر آن كه در این ماه خشم خود را فرو گیرد، خداوند روز قیامت خشم خود را از او باز دارد، و كسی كه در آن اندوهگینی را دادرس شود خدایش از بیم بزرگ روز قیامت در امان دارد، و هر كه در این ماه ستمدیده ای را یاری نماید خداوند او را بر هر كسی كه در دنیا با وی دشمنی ورزد یاری فرماید، و روز قیامت هنگام سنجش اعمال و حساب نیز یاریش كند. ماه رمضان؛ ماه بركت؛ ماه رحمت؛ ماه مغفرت؛ و ماه توبه و بازگشت (به درگاه خداوند) است، و هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود پس در چه ماهی آمرزیده خواهد شد!؟ پس از خداوند بخواهید كه روزه را از شما بپذیرد. و آن رمضان را آخرین رمضان شما قرار ندهد، و این كه شما را در این ماه برای فرمانبرداریش توفیق بخشد، و از نافرمانیش محفوظ بدارد، كه او بهترین سئوال شدگان است.2 دعا برای تعجیل فرج و گشایش امر مولایمان حضرت حجت(عج) از اقسام یاری و كمك میباشد، كه در این جهت شریف یاری كردن مؤمن تأكید شده این كه در این ماه مبارك به آن عمل گردد، و بدون شك یاری كردن امام ـ علیه السلام ـ بهترین و تمامترین اصناف یاری كردن است. و گواه بر آنچه ذكر شد از اهتمام به آن در ماه رمضان: دعایی است كه در كتاب اقبال و زاد المعاد از امام چهارم سید العابدین و فرزندش ابو جعفر باقر ـ علیه السلام ـ روایت آمده كه اولش چنین است: خدایا این ماه رمضان است... از تو میخواهم كه جانشین محمد و وصی محمد و قیام كننده ی به عدالت از اوصیاء محمد ـ كه درودهایت بر او و ایشان باد ـ را یاری نمایی، یاریت را بر آنان معطوف بدار. تمام ماه رمضان (یكی از زمانهایی كه دعای برای امام مهدی (عج) در آن سفارش شده است، تمام ماه رمضان است.) به خصوص در شبهای آن ماه شریف، زیرا كه این ماه بهار دعا كردن است، و این هم بهترین دعاها میباشد. از همین روی از خود آن حضرت ـ كه خداوند فرجش را برساند ـ أمر و اهتمام به دعای افتتاح در شبهای این ماه رسیده است. بنابراین از خواندن آن غافل مشو كه جدّاً دعایی است نفیس، و جامع مطالب دنیا و آخرت میباشد و نیز شاهد بر آن است روایتی كه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب كلینی (ره) در كتاب الصوم فروع كافی از محمد بن عیسی به سند خود از امامان ـ علیه السلام ـ آورده كه فرمود: این دعا را شب بیست و سوم ماه رمضان در حال سجده و برخاستن و نشستن و در هر حال تكرار میكنی، و نیز هر قدر كه میتوانی و هرگاه كه به یادت آمد در دوران زندگیت، پس از ![]() حمد خدای تبارك و تعالی و درود بر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) بگو: «اللهم كن لولیك فلان بن فلان فی هذه الساعه و فی كل ساعه ولیا و حافظا و ناصرا و دلیلا و قائدا و عینا حتی تسكنه أرضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا.»3 خداوندا برای ولی خودت فلان فرزند فلان (در هر زمانی شیعیان نام امام عصر و نام پدرش را می گفتند و در زمان ما باید گفت: حجت بن الحسن علیه و علی آبائه السلام، در این ساعت و هر ساعت سرپرست و نگهدار و یاور و راهنما و پیشوا و مددكار باش تا این كه او را در زمین خویش (فرمانروای) مطاع گردانی و در آن دورانی طولانی بهره مند سازی. این حدیث شریف دلالت دارد بر این كه دعا كردن برای آن امر بزرگ (زودتر شدن ظهور) در شب بیست و سوم ماه رمضان مهمتر و مؤكدتر است از وقتها و زمانهای دیگر، همچنان كه در ماه رمضان از سایر ماهها تأكید بیشتری دارد، به جهت این كه جهات استجابت و روی آوردن به درگاه خداوند و پاداش در آن شب جمع است، و نیز فرشتگان و روح در آن شب فرود می آیند، و درهای فتح و رحمت آن قدر گشوده میشود كه در شبهای دیگر گشوده نشوند. و بلكه از صریح بعضی از روایات به دست می آید كه آن شب همان شب قدر است كه از هزار ماه بهتر میباشد، چنان كه محمد بن یعقوب كلینی(ره) در كتاب اصول كافی باب النوادر كتاب فضل القرآن به سند خود از حضرت امام صادق (علیه السلام) از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) آورده كه فرمود: قرآن در بیست و سوم ماه رمضان فرود آمد.4 این حدیث به ضمیمه ی این كه خدای عز و جل فرمود: «انا انزلناه فی لیله القدر» ما (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم؛(قدر/1) دلالت دارد بر این كه شب قدر همان شب بیست و سوم ماه رمضان است، و این برای اهل بینش واضح است. و محقق نوری در كتاب النجم الثاقب دعای مزبور را به گونه ی مبسوطی از كتاب المضمار تألیف سید علمای بزرگوار آن كه شایسته است عموم اهل بینش به او اقتدا كنند سید علی بن طاووس نقل كرده است، دعا چنین است: «اللهمّ كن لولیك القائم بأمرك الحجه بن الحسن المهدی علیه و علی آبائه أفضل الصلاه و السلام فی هذه الساعه و فی كل ساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و مؤیداً (مریداً ـ خ ل) حتی تسكنه أرضك طوعاً و تمتّعه فیها طولاّ و عرضاً و تجعله من الائمه الوارثین اللهم انصره و انتصر به و اجعل النصر منك له و علی یده و اجعل النصر له و الفتح علی وجهه ولا توجه الأمر الی غیره اللهم اظهر به دینك و سنه نبیك صلی الله علیه و آله حتی لا یستخفی بشیء من الحق مخافه احد من الخلق اللهم انی ارغب الیك فی دوله كریمه تعزّ بها الاسلام و اهله و تذلّ بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدّعاه الی طاعتك و القاده الی سبیك و آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار و اجمع لنا خیر الدارین و اقض عنا جمیع ما تحبّ فیهما و اجعل لنا فی ذلك الخیره برحمتك و منّك فی عافیه آمین ربّ العالمین و زدنا من فضلك و یدك الملاء فانّ كلّ معط ینقص من ملكه و عطاؤك یزید فی ملكك»؛ خداوندا برای ولی قائم به أمرت حجت بن الحسن مهدی ـ كه بر او و بر پدرانش بهترین درود و سلام باد ـ در این ساعت و در همه ی ساعتها سرپرست و نگهبان و پیشوا و یاور و راهنما و تأیید كننده (یا خواهان) باش تا این كه بر سراسر زمینت فرمانروای مطاعش سازی و از كران تا كران گیتی برخوردارش نمایی، و او و فرزندانش را از امامانِ وارث قرار دهی، خدایا او را یاری نموده و به وسیله ی او پیروزی را برای (دین) خویش تحقق بخش، و نصرت خود را برای او و به دست او فراهم آور، و یاری را به او اختصاص ده، و فتح و پیروزی را به روی او بگشای و امر (حكومت) را به غیر او متوجه مساز، خداوندا دینت و سنت پیغمبرت ـ كه درود و سلامت بر او و خاندانش باد ـ را به او آشكار كن، تا چیزی از حق را از بیم احدی از خلق مخفی ندارد، خدایا من به درگاه تو زاری میكنم به جهت دولتی گرامی كه اسلام و اهل آن را به آن عزت دهی و نفاق و اهل آن را خوار گردانی، و ما را در آن دولت از دعوت كنندگان به سوی طاعتت قرار داده و در شمار راهنمایان به راهت منظور داری، و در دنیا حسنه ای و در آخرت حسنه ای به ما عنایت فرمای و ما را از عذاب آتش نگهدار، و خیر دنیا و آخرت را برای ما فراهم ساز، و تمام آنچه در آن دوست داری برای ما قرار ده، و اختیار آن را برایمان محفوظ بدار به رحمت و منت خودت و با عافیت، اجابت فرمای ای پروردگار عالمیان،و از فضل و نعمتت بر ما بیفزای (و پیمانمان را) پر كن، كه هر بخشنده ای از داراییش كاسته میشود، ولی عطای تو در ملكت می افزاید. منبع : سایت تبیان [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 12:20 ] [ ghadrdan ]
نسل جوان تشنه فرهنگ و معارف سازگار با روحیات خویش می باشد.شناسایی این روحیات در ید کسانی است که به نیروی عظیم جوانان اعتقاد دارند و معتقدند این مملکت به دست تلاشگران ایرانی آباد خواهد شد.
چکیده : نسل جوان تشنه فرهنگ و معارف سازگار با روحیات خویش می باشد.شناسایی این روحیات در ید کسانی است که به نیروی عظیم جوانان اعتقاد دارند و معتقدند این مملکت به دست تلاشگران ایرانی آباد خواهد شد. از جمله دلسوزان نظام فرهنگیان بسیجی می باشند که الحق و الانصاف در عرصه های فرهنگی نظام خوش درخشیدند و بعد از سنگر های خاکی مقابله با دشمنان تا بن دندان مسلح ، امروز نیز در جبهه جنگ نرم با زورگویان مستکبر ، هدایت فکری جوانان را عهده دارند. فرهنگی بسیجی می تواند با برقراری یک تعامل دوستانه باجوانان مسیر فکری آنها را تغییر داده و منور سازد.نقش دوستان گاهی اوقات از نقش خانواده و جامعه نیز پررنگ تر و حساس تر می شود. توانایی ها و توانمندی های جوانان در به کار گیری شیوه ها و روش های مختف آنها برای دلیلی بر این مدعاست .جوانان دارای خصوصیات مختلف می باشند وبرای حل معضلات ومشکلات موجود می توانند از روش های ابداعی و از خلاقیت استفاده می کنند. در این رهگذر توجه به ایجاد تغییرات سازنده و کارگشا و تحول نظام آموزسی یکی از کار آمد ترین و کلیدی ترین محور های رسیدن به خود کفایی علمی و همان تولید دانش می باشد. این تحولات باید به گونه ای صورت پذیرد که اولاَ میل آنان را به سوی ارزشهای خدادادی و معنوی حرکت دهد و از آنان نوجوانانی بسازد تا آنان نیز با دیگر همنوعان خویش زنجیره ای از خوبیها را با خود به ارمغان ببرند و از سویی جذابیت و نو آوری هم داشته باشند تا نسل جوان به آنها گرایش پیدا کنند. به کار گیری این قابلیت ها در جامعه توسط فرهنگیان بسیجی نیز باعث می شود نسل جوان مسیر درست تفکر را بیابدو راه را بر ورود افکار و تفکرات بیگانه ببندد.امید است به روزی برسیم که بسیجیان اهل قلم و فرهنگ در کنار دیگر دلسوزان نظام نقش عظیمی در شکوفا کردن باور ها و ارزشهای دینی ایفا کند. [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 12:18 ] [ ghadrdan ]
|
||